نحوه تاریخ پژوهی پیرامون کوروش بزرگ

در تاریخ پژوهی ما با یک سری منابع سر و کار داریم و بهتر است با یک بررسی همه جانبه ی این منابع به یک نتیجه برسیم. در ابتدا بهتر است از منابع و نویسندگان آن اطلاع پیدا کنیم. شاید یک نویسنده غرض ورزی را چاشنی کارش کرده باشد و شاید در یک منبع افسانه های غیر قابل باور فراوان باشد.

معمولا پژوهش گران در بحث های تاریخی و بررسی چگونگی عملکرد شخصیتی مانند کوروش که روایت های نا همسان درباره او، توسط مورخان گوناگون گفته شده است؛ منابع مختلف مانند منابع یونانی، منابع یهودی و حتی شاهنامه فردوسی و... را کنار هم می گذارند و به بررسی اشتراکات آنها می پردازند. خوشبختانه آثار باستانی ارزشمندی مانند منشور کوروش بزرگ و رویدادنامه نبونئید و حتی استوانه ای از نبونئید(آخرین پادشاه بابل) بدست آمده است که با یکدیگر هماهنگی دارند و می توان گفت از نظر اعتبار در جایگاه بالاتری نسبت به گفته مورخان یونانی قرار می گیرند.

پژوهش گر به هر روایت که می رسد چند سوال از خود می پرسد. آیا در منبع خطایی نیست؟ آیا منابع در این روایت اشتراک نظر دارند؟ آیا شواهدی از بیرون این روایت را تأیید می کند؟ کدام منبع(که معتبر تر است) را باید مبنا و اساس قرار دهیم؟و... . بعد از بررسی های دقیق به یک نتیجه می رسد. نمی شود کسی را در دادگاه متهم کنیم و بدون بررسی اسناد و مدارک و تحقیق درباره درستی یا نادرستی گفته ها، حکم اعدام برای آن متهم ببریم. بحث تاریخی هم، چنین حالتی دارد.

حال نکته ی دیگر آنجاست که کدام منبع به خودی خود کوروش بزرگ را بدون نقص و دقیق شرح داده است؟

در اینجا اشاره کوچکی به نوشته موخان یونانی پیرامون کوروش می کنیم. به راستی کهن ترین نسخه های کتاب های به جا مانده از مورخان یونانی مربوط به چه زمانی است؟! آیا ما مطمئن هستیم که هیچ تغییر و دگرگونی در روایات این مورخان صورت نگرفته است؟!

تاریخ هرودوت سرشار از افسانه های غیر قابل قبول است، طوری که در کمتر صفحه ای از تاریخ هرودوت افسانه ی عجیب و غریب دیده نمی شود. مشخص نیست هرودوت از چه کسانی مکالمات دقیق و محرمانه پادشاهان و اشخاص را دریافت کرده است. در بسیاری از اوقات می نویسد که صرفا شنیده های خودش را نوشته است. و در برخی اوقات به گفته های خود تردید دارد. نوشته های هرودوت در برخی اوقات حتی با یکدیگر تناقض دارند و به نظر می رسد حتی بعد ها مواردی را به آن اضافه کردند.

بنگرید به: هرودوت

 

نوشته های کتزیاس با منابع معتبر مانند آثار باستانی در تضاد جدی قرار دارد؛ حتی در بسیاری از اوقات افسانه ای بودن آن ملموس است.

کوروش نامه گزنفون با اشکالات زیادی روبرو است، برای مثال گزنفون از جنگ میان کوروش و پدربزرگش آستیاگ (ایشتوویگو) سخنی به میان نمی آورد و می نویسد بعد از آستیاگ، سیاگزار(هوخشتره) به پادشاهی رسید. در بررسی همین کوروش­ نامه­ ی گزنفون، پژوهش گران به نتایج جالبی رسیده اند. عده ای بخش هشتم از دفتر هشتم کوروش نامه را گفته های گزنفون نمی دانند؛ چرا که شیوه نگارش گزنفون را ندارد و با در نظر گرفتن کتاب بازگشت(دیگر اثر گزنفون) بخش هایی از آن رد می شود. به نظر می رسد بازنویسان، پس از مرگ گزنفون آن را به کتاب افزودند. اما کوروش نامه از این جهت ارزشمند است که داستان های افسانه ای غیر قابل باور کمتر دیده می شود و نسبت به هرودوت و کتزیاس واقع گرایانه تر است.

همچنین با بررسی منابع متوجه می شویم که روایات مورخان یونانی با نوعی آمیختگی روبرو هستند. پس فکر می کنم منطقی باشد که بگوییم هنگامی که صرفا یک مورخ درباره کوروش روایتی را نقل کرده باشد؛ چندان مورد اعتماد نیست.

از منابع دیگری که درباره کوروش سخن می گویند منابع یهودی می باشند. به نظر می رسد نوشته های این منابع هم بدون اشکال نیست هرچند درباره کوروش اشتراکات خوبی با آثار باستانی دارد اما به نظر می رسد یهود را در نظر کوروش بیش از حد مهم جلوه داده اند که با توجه به آثار باستانی اینگونه نبوده است.

پس می توان گفت آثار باستانی بدست آمده از درجه اعتبار بالاتری برخوردار هستند و می توان آنها را مبنا و اساس قرار داد. به ویژه زمانی که سه منبع باستانی مهم یعنی منشور کوروش بزرگ، رویداد نامه نبونئید و استوانه نبونید، یکدیگر را تأیید می کنند.

اما این بدام معنا نیست که تمام منابع را کنار بگذاریم چرا که ممکن است اطلاعات سودمند زیادی را از دست بدهیم.

معیار ما برای پذیرفتن مطالب یک منبع که از کوروش می گوید چیست؟! حقیقتا یافتن دانش دقیق و بی نقص درباره کوروش بسیار دشوار است اما معمولا پژوهشگران با بررسی همه منابع و کنار هم گذاشتن آنها، بیرون کشیدن اشتراکات، مقایسه آنها با آثار باستانی معتبر به یک نتیجه می رسند و محتملاتی را درباره کوروش بیان می کنند؛ شخصیتی مانند کوروش بزرگ یک چهارچوب نسبی می گیرد که رویکردی مثبت به وی دارند.

چرا این رویکرد مثبت برای پادشاهی مثل اردشیر سوم وجود ندارد؟! پس اینکه از کوروش به نیکی یاد میشود؛ به دلیل بررسی های دقیق تاریخی و در نظر گرفتن همه جانبه منابع است.

در شرایط امروز، خبرگزاری ها، سایت ها و روزنامه ها نقش تاریخ نگاری را دارند. طبیعتا وقتی یک خبرگزاری یا سایت معتبر یک خبر را بدهد قابل استناد است اما وقتی یک سایتی که بیشتر حالت سرگرمی برای مخاطبینش دارد و سابقه دروغ پردازی هم دارد چندان قابل قبول نیست. در بحث منابع کوروش، شاید اگر آثار باستانی را در حکم آن خبرگزاری های قابل اعتماد تر بدانیم؛ بی راه نباشد. اما به نظر می رسد اکثر منابع یونانی در حکم آن سایت های تفریحی می باشند. اما متأسفانه تاریخ تمدن ایران مظلوم واقع شده است و بسیاری از منابع معتبر به دست ما نرسیده است و مجبوریم با یک معیار منطقی به بررسی نوشته های مورخین یونانی هم بپردازیم و با بیرون کشیدن محتملات آن برای ما سودمند است. افسوس که ممکن است بسیاری از دست آوردهای تمدنی دوره باستان بدست ما نرسیده باشد.

 

با تشکر از: پردیس اهورا، آریابوم

/ 0 نظر / 65 بازدید